X
تبلیغات
رایتل

از خویش رها . پی تو میگردم

بوی اطلسی - تقدیم به همسر مهربانم

 

مادرم امروز

مرا خواب دیده بود

با ردای بلند سفید

و دستهای طولانی که در افق گم می شد

مادرم خواب دیده بود

که حیاط خانه ما پر از اطلسی است

و دخترم که حجرالاسود را بوسیده بود

بوی اطلسی را حس می کرد

 

گفتم

روزت مبارک

مادرم لبخندی زد

و من به چشمهایش خیره شدم

پر از ستاره بود و روشنی

چشم های مادرم

سر سجاده نماز

پشت عطر گلاب ناپیداست

 

چقدر قامت مادرم به خدا نزدیک است

و دست هایش وقت دعا

از آسمان هم میگذرد

به مادرم گفتم

خوش بحال تو

می توانی خورشید را با دست بگیری

و او مدام

زیر لب می گفت

« فبای الاء ربکما تکذبان »

چقدر بهشت

چقدر انار

چقدر چشمه های زلال