X
تبلیغات
رایتل

از خویش رها . پی تو میگردم

جنوب - عاشقتم

گفت : چرا تو بلاگ من نظر مینویسی ؟

گفت : زنده بدهند دستت ُ آنی خفه ش می کنی .

گفت : من اصلا فازم یه چیز دیگه س . تو از کجا میدونی من چی فکر می کنم .

گفتم : ببخشید دکتر . نمی دونستم کامنت گذاشتن تو بلاگ شما باعث افت شخصیت اجتماعی تون میشه

گفتم : امیدوارم به روابط کاری دولتی تون لطمه نزده باشم .

گفتم : خدا کنه باعث نشه تدریس تو دانشگاه ش بخاطر کامنت های من از دستش بره . بهش زنگ زدم جواب نداد . بهم زنگ زد . کار داشت با من . یه کاری قرار بود براش انجام بدم . قسمتی را انجام داده بود . یه پرس و جو و برآورد قیمت بود .

گفتم زنگ زدم جواب ندادی .

گفت تو کلاس تار بودم . نمی تونستم .

بعدش خیلی با خودم کلنجار رفتم که دیگه براش کامنت نزارم . سخت بود . مثل جدا شدن یه عضو از بدن . گرچه عضو های بیهوده ای تو بدن هستند مثل آپاندیس . ولی تا گندشون درنیاد . آدم قبول نمیکنه از بدن جداشون کنه .

گفت : من شمالی ام - انزلی چی - خیلی هم ناسیونالیستم تو این قضیه .

گفتم چرا حالا این رگ ناسیونالیست ت سیخ زده بیرون ؟

هیچی نگفت : ؟!

بازم هیچی نگفت ؟

و من علیرغم اشکی که تو چشام حلقه زده بود . آپاندیسم را عمل کردم . گندیده بود .

من جنوبی م - خیلی شدید جنوبی ام اما حسم انترناسونالیستیه .

جنوبی ها کرامت و عزت شون را با هیچی عوض نمی کنن .

هم هوای جنوب بیشتر وقتها مرطوب هست . هم شمال . اما این شرجی کجا و اون کجا رطوبت بعضی وقت ها خیلی چیزا را از آدم میگیره . بستگی به سرما و گرما داره .


جنوب عاشقتم

عاشق شرجی و بوی دریا

عاشق گرمی هواتم

عاشق اون غروبم که پر از هلهله هست

عاشق شروه ی دلسوختگان

عاشق موجم

عاشق چشم سیاه بدری

وقتی ازپشت نقاب چرمی

هر چی لنجه به آتش میکشه .