X
تبلیغات
رایتل

از خویش رها . پی تو میگردم

یادداشت یه روز سخت

ما عادت کردیم همه کارهامون رو بزاریم برای آخرین فرصت ها . این را ۳۵ سال هست که مکرر دارم می بینم .

تو این یکماهه همه یادشون اومده که محرم شده . قراره سالروز انقلاب باشه . نوروز داره میاد و هزار عنوان و مناسبت که به بهانه اون تو یکماهه به اندازه تمام ۱۰ ماه گذشته کار ریخته تو سرم و باید در کمترین فرصت ها مثلا من شاهکار کنم و کارهای ۲۰ روزه را ظرف ۴ روز انجام بدم .

حالا درست در همین بحبوحه تنهایی و تراکم کارها و مسئولیت من . این جناب آنفلوآنزا هم مثل اجل معلق نمی دانم از کجا پیدا شد و درست رو سرم من فرود اومد .

حال مزخرفیه . تمام تن و بدنم درد می کنه . یه موقع خیس عرق میشم و یه موقع تمام بدنم یخ میزنه . صدام گرفته و گلوم هم بشدت درد داره . به اندازه یکسال فقط دستمال کاغذی مصرف کردم و چشام جلو مانیتور باز نمیشه . باید چندین سفارش طراحی پرکار را هم آماده کنم بدم چاپخونه . تو این ایام هم که تمام قیمت ها بهم میریزه . شهریور و بهمن ایام بدی برای خرید مواد چاپی هستند .

جیب کت م پراز قرص و مسکن شده و باید هرجوری هست خودم را تا ۲۰ روز دیگه سرپا نگهدارم . بعدش یقین دارم که جنازه م رو جمع می کنن .

اگه وقت کردین . یه چند بیتی دعا برام بخونین . ثواب داره .