X
تبلیغات
رایتل

از خویش رها . پی تو میگردم

چه کسی مرا یاری خواهد کرد

دو ماه یا بیشتر هست که محل کارم را تغییر داده ام . تلفن هم ندارم هنوز . به همین دلیل اینترنت هم دسترسی ندارم . کافی نت ها هم که اصلا به مذاق من سازگار نیستند .

این شد که مدتی وبلاگم را آپدیت نکردم .


اما چیزی که خیلی برام مهم هست تغییر محل کارم هست . نه بخاطر مسائل اقتصادی . بلکه به این دلیل که این جابجایی فرصت آشنایی با عده بیشتری را برایم فراهم کرده . حالا هر روز با مردم کوچه و بازار در ارتباط هستم . از نزدیک با درد و رنج ها . محنت ها . شادی و اندوه شان مواجه می شوم و شناخت بهتری از پیرامون خویش بدست خواهم آورد . بیکاری در هوای ۵۴ درجه جنوب این امکان را به من داد تا معنای سوختن را بیشتر درک کنم . درد دل ها و شکوه و گلایه آدم ها فرصت فکر کردن به گره های کور زندگیم را به من نمی دهد و هر روز تجربه تازه ای برابرم قرار می گیرد . انسان هایی که مسخ شده اند و هر روز یک مسیر تکراری را پیوسته در آمد و رفت هستند . کارهای تکراری . شکایت های تکراری . نگاه های تکراری و چای خوردن و سیگار کشیدن و هزار کوفت و زهر مار دیگر .

بعد از دو ماه و اندی به خانه برگشتم با کوله باری از خستگی و بیخوابی و پاهای آماس کرده از رفت و آمدهای مداوم . خسته ام . این بار هم جسم و هم روان خسته ای دارم .


آها یادم رفت مهمترین معضل زندگیم را حل کردم و یک شماره حساب برای دریافت (یارانه ) به سامانه وزارت رفاه اعلام کردم . اما هرچه حساب بانکی ام را کنترل می کنم چیزی به حسابم واریز نشده است اما در عوض امروز تخم مرغ هر کیلو ۴۰۰ تومان گران شد و مرغ هم هرکیلو ۵۰۰۰ ریال افزایش قیمت داشت .

وقتی بخاطر می آورم مرغ های ارزان قیمت دولتی سال گذشته را که همه را یکجا بدلیل فساد روانه سطل زباله کردم . حالم از هرچه مرغ است بهم می خورد . چه داخلی چه وارداتی . همه اشان بزک کرده و دست دوم هستند . با لکه ها رنگی بر گونه ها و جیغ های زیر چشمان شان .

بعد از سه ماه که دفترم را راه انداخته ام هنوز صد تومان هم درآمد نداشته ام و از نگاه هی مالک مغازه ام دیوانه می شوم .

قبض برق این دوره را خواندم خشکم زد . نوشته بود بهای برق آزاد دوره ۲۰۱۴۰۰۰ ریال . یارانه دولتی ۱۸۹۰۰۰۰ ریال . سهم مشترک ۰۰۰۰۰۰۰ دعا کردم کاش پیوسته حساب بانکی ام خالی بماند اما یارانه برق همچنان پابرجا باشد .

این وزارت رفاه هم واقعا رفاه ما را سلب کرده است .


چندین گزینه برای ادامه کار روی میز دفترم قرار دارد .


گزینه اول خودکشی با اتصال به سیم برق یارانه ای .

گزینه دوم خودکشی با استفاده از گاز شهری یارانه ای .

گزینه سوم خفگی در حوضچه آب شرکت آب و فاضلاب یارانه ای .


گزینه های دیگری هم مد نظرم هست که در صورت شکست هرکدام از گزینه های قبلی . بررسی خواهم کرد .