X
تبلیغات
رایتل

از خویش رها . پی تو میگردم

تراژدی توسعه علم


صحافی یه بخشی از حرفه ما هست . تو این کار پایان نامه های دانشجویی هم کم و بیش جزء آمار کار دیده میشن . اغلب اوقات سفارش ویرایش و سرهم بندی صفحات هم اضافه میشه .

همین موضوع تأسف بار و غم انگیز ، سنگینی کار را بیشتر میکنه . آدمهایی میان با سن های متفاوت . دختر و پسر . زن و مرد . بایه پوشه زیر بغل که دو صد برگ کاغذ در آن انباشته اند .

خانمه کیفش و را زیر و رو میکنه . آقاهه جیبش رو و یه عدد فلش مموری که به سر سوئیچی آویزونه تحویلت میدن 

آقا این را رو کامپیوتر باز کنین . یه فهرست براش بنویسین . شماره صفحه بزنین . چند تا تصویر هم اگه ممکنه دانلود کنین بزارین لابلای مطالب . این مشخصات را هم روی جلدش چاپ کنین . اگه ممکنه چندتا منبع و مآخذ هم براش بنویسین .

میگم خانوم این که یه عالمه غلط املایی داره . اصلا پیوستگی مطلب هم نداره . صفحاتش هم بهم ریخته هست . من چطور اینارا مرتب کنم ؟

میگه من نخوندم . وقت ندارم . خودتون بخونید و یه جوری ردیفش کنید .

همین چند وقت پیش یه موضوع را برای سه نفر صحافی کردم . سه تا جوون دانشجو که میگفتند استاده خودش میدونه .

 

وامصیبتا !!!

این سرنوشت علم در سرزمینی است که روزی دانشمندان و ادبای بزرگی را پرورانده است .

علم بر روی سی دی در بازار عرضه می شود . نیاز به تحقیق نیست . دیگران بجای شما این مشقت را تحمل کرده اند .

علم در بسته بندی های چشم نواز در هر فروشگاهی قابل خریدن است . پیرامون هرموضوعی به اندازه کافی تحقیقات صورت گرفته و در قالب فایل های PDF در اختیار شما قرار میگیرد تا بتوانید کاغذ پاره های دانشگاهی تان را ارتقاء دهید .

نگران نباشید . جواب بوعلی و رازی و فردوسی و پاسخ حافظ و سعدی و خاقانی و سوزنی سمرقندی را قبلا داده ایم . کافی است شما اراده کنید که چه رشته ی تحصیلی و چه مقطعی بنام شما ثبت شود . بقیه اش را به ما بسپارید .

 

واقعا برای این سیر علمی در مملکت ایران ، نیاز به چند وزارت خانه فناوری و علوم پزشکی و فرهنگ و پرورش هست ؟ خب همین ها را هم بسپارید به تکثیر گران مجموعه های علمی و این همه بودجه را بنفع بیت المال صرفه جویی کنید !!!

همین آقای دانشجو را ببینید . ماشاء اله نه تنها سیر علمی که سیر شغلی را هم به طرفه العینی ( در اصطلاح خودمان در یک چشم بهم زدن ) طی نمودند .  [ اینجوری نوشتن دوتا حسن داره . اینکه نه سیخ میسوزه نه کباب ] خب این شد دو تا حسن .

 

واویلا این یکی اومده برای کارشناسی ارشد یه مطلب آورده و از همینجا به دوستش زنگ میزنه میگه بقیه ش کجاست ؟ صفحه 48 و 63 را نداره !!! رفیقش هم جواب میده دوسال پیش که من این مطلب را ارائه دادم به همین شکل بود و توجه نکردم . کسی هم چیزی نگفت .

زبونم لال بشه کاش هیچی نگفته بودم . یارو بخاطر حفظ توالی مطلب شماره گذاری صفحات را هم انداخت گردن خودم و گفت هرجای دیگه ش را هم که می بینید نیاز به اصلاح داره خودتان اصلاح کنید . پیش خودم گفتم اگه اختیار با من بود که همه تان را اصلاح می کردم .