X
تبلیغات
رایتل

از خویش رها . پی تو میگردم

با یک دوست با یک دست

دوست خوبی تو سایتش مطلب زیبایی نقل کرده بود که من را وادار کرد برایش بنویسم .
«( این مطلب صابون و یار آغلادی من آغلادیم )» اینجا /http://www.blog.khan.ir


گریه چیست
وقتی فریاد می کنیم
گریه چیست
وقتی حرف می زنیم
گریه چیست
وقتی لبخند می زنیم
گریه چیست
وقتی دستهایمان
حلقه می شوند در یکدیگر
وقتی نگاهمان گره می خورند
وقتی چشم های مان
حرف یکدیگر را می فهمند .
گریه آیا اعلام خالصانه همدردی است ؟
گریه تجسم یک رویا ست ؟
گریه یعنی حدی که لبخند دیگر گویا نیست ؟
آه پس با اشک بهتر می توان سخن گفت ؟
چه زیبا
من هم گریه می کنم
در دلم
و هنگامی که ابرهای ضخیم
آسمان ما را می پوشانند
وقتی دستهای مان
گرمی دست دیگری را ادراک نمی کند
وقتی نگاهم مان
به نقطه خاموشی در دور دست
خیره می ماند
من هم گریه می کنم
و فکر می کنم روحم آزاد می شود
باید تعریف از گریه را دوباره ترسیم کنیم
فکر می کنم گریه دلقکی روی صحنه را درک نکرده ام
و رهبری که
پیروانش مثله می شوند
فکر می کنم گریه
شاید یک فرضیه علمی
یا یک نظریه سیاسی باشد
اما من هم گریه می کنم
فارغ از هر مفهومی که داشته باشد .